اوزان شعری

اوزان شعری

 

 

 

 

به نام خدا

آشنايي با اوزان اشعار كتاب فارسي دوره ي راهنمايي (بخش دوم)

 

«اشعار كتاب فارسي سال دوم راهنمايي»

عنوان: «دست نياز»

بيــا تا بــرآريم دستـــي ز دل           كه  نتــوان بـــرآورد  فردا  ز  گل

قالب شعر مثنوي است و بر وزن «فعولن فعولن فعولن فعول» (متقارب، مثمن مقصور). اين وزن هماهنگي خوبي با محتواي شعر دارد. شعر مردّف نيست و قوافي آن عبارتند از: دل، گِل، درخت، سخت، نياز، باز، نبست، است، دهد، نهد، نياز، نواز، دست، نشست

عنوان: «شير خدا»

علي آن شير خدا شاه عرب                               الفتي داشته با اين دل شب

 

: قالب شعر مثنوي است كه بر وزن فعلاتن (فاعلاتن) فعلاتن فعلن- بحر رمل مسدس مخبون محذوف آمده است. .  بعضي از ابيات داراي رديف هستند. اين رديف‌ها عبارتند از: «است، تو علي»، قوافي شعر نيز عبارتند از: عرب، شب، آگاه، سرالله، شكافت، نيافت، شب، عرب، خطر، پيغمبر، تأثير، دامن‌گير، در، مگذر، مبهم، محكم، نداي و ولاي.

 

عنوان : «زنگ انشا»

ساعت انشا بود

و چنين گفت معلم با ما:

قالب شعر نيمايي است كه از تكرار فاعلاتن فعلات درست شده است. اين وزن با شور و نشاط درس كلاس تناسب خوبي دارد. واژگان قافيه چون شعر سنتي وجود ندارد؛ اما آهنگ آخر مصراع‌ها نوعي تناسب در وزن و قافيه را ايجاد كرده است: «يد، ند، زد، يد، ند».

 

عنوان: «دماوند»

اي ديــو   سپيد   پاي  در بنــد              اي گنبد گيتي اي دمــاونــد

 

قصيده‌اي است كه  در وزن مفعول مفاعلن مفاعيل (هزج مسدس اخرب مقبوض مقصور) آمده است. شعر مردف نيست و قوافي نيز عبارتند از: بند، دماوند- كمربند، دلبند، آوند، دماوند، خرسند، چند و كردند.

 

عنوان: «نخستين جنگ رستم(1)»

درفشش سياه است و خفتان سياه                       از آهنـــش ساعــد از آهن كلاه

 

قالب شعر مثنوي است در وزن فعولن فعولن فعولن فعول (بحر متقارب مثمن مقصور)، وزن شعر كاملاً با محتواي رزمي و حماسي شعر هماهنگي دارد. شعر مردف نيست و قوافي آن عبارتند از: سياه، كلاه، زر، بر، جنگ، پشنگ، سخت و بخت، آب و افراسياب

عنوان: «نخستين جنگ رستم (2)»

بود رستمش نام و بس سركش است              گه جنگ چون آب و چون آتش است

 

شعر مثنوي است در وزن فعولن فعولن فعولن فعول (متقارب مثمن مقصور) وزن شعر هماهنگي كاملي با محتواي آن دارد. شعر در دو بيت داراي رديف است، است و آمدست. قوافي شعر عبارتند از: سركش، آتش، سام، نام، افراسياب، آب، ران، گردان، زمين، زين، چنگ، خدنگ، سوار، پايدار، سرش، اندرش بجست، دست، كش، بش

عنوان: «سلام به خوزستان»

سلام من به خوزستان پيام من به سامانش                           به بهمنشيرجوشان و به كارون خروشانش

قالب شعر قصيده است كه در وزن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن (بحر هزج مثمن سالم) آمده است. شعر مردّف نيست و قوافي به كار رفته عبارتند از: سامانش، خروشانش، ويرانش، جوشانش، گريانش و ويرانش

عنوان: «نحوي و كشتيبان»

آن يكي نحوي به كشتي در نشست        رو به كشتيبان نمود آن خــودپرست

قالب شعر مثنوي است در وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن، رمل مسدس مقصور. . تنها در بيت آخر رديف آمده «است»  ديده مي‌شود. قوافي شعر عبارتند از: نشست، پرست، فنا، لا، تاب، جواب، فكند، بلند، بگو، رو، فنا و گرداب‌ها.

عنوان: «ديده فرو بر به گريبان خويش»

عيب كسان منگر و احسان خويش                 ديده فرو بـــر بــه گريبان خويش

قالب شعر مثنوي است در وزن مفتعلن مفتعلن فاعلان (بحر سريع مسدس موقوف). . شعر در بعضي از ابيات مردّف است كه رديف‌هاي آن عبارتند از: خويش، دهي، باش و كرد. قوافي شعر نيز عبارتند از: احسان، گريبان، به‌دست، خودپرست، بهار، روزگار، گذار، كردگار، درمان، فرمان،سرد، مرد، آغاز و باز.

 

عنوان: «راز زندگي»

غنچه با دل گرفته گفت:

زندگي             لب ز خنده بستن است

قالب شعر نو و نيمايي است كه خود را در وزن فاعلات فاعلات فاع (رمل مسدس مكفوف مسلوخ) نشان داده است. . نوعي رديف است- در پايان مصراعها آمده است

عنوان: «برگ درختان سبز»

باد بهاري وزيــــد از طرف مـــرغــــزار   باز به گردون رسيد ناله‌ي  هر  مرغ زار

قالب شعر غزل است كه بر وزن: مفتعلن فاعلان مفتعلن فاعلان (بحر منسرح مثمن مطوي موقوف) آمده است. شعر مردّف نيست و قوافي نيز عبارتند از: مرغزار، مرغ‌زار، نابه‌كار، بيار، لاله‌زار، خداوندگار و كردكار.

عنوان: «هزار كوه گرت سد ره شوند برو»

خليـــد خار درشتي به پاي طفلي خرد               به هم بــرآمد و از پويه بازماند و گريست

 

قالب شعر قطعه است كه در وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع‌لان، بحر مجتث مثمن مخبون اصلم مسبغ آمده است. قوافي شعر عبارتند از: گريست، نيست، يكيست، چيست، نزيست و بايست.

عنوان: «دانش اندر دل چراغ روشن است»

          تا جهان بــود از ســر آدم فــراز                       كس نبـــود  از راز دانش بــي‌نياز

شعر مثنوي است بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات،( رمل مسدس مقصور)، رديف تنها در بيت آخر «است» آمده است. قوافي شعر عبارتند از: فراز، نياز، زمان، زبان، داشتند، بنگاشتند، روشن و جوشن.

 

 

 

 

 

 

به نام خدا

اوزان شعری كتاب فارسي سوم راهنمايي

 

فضل خـــداي را كه تواند شمار كــرد                   يا كيست آن كه شكر يكي از هزار كرد

 

سطح آوايي: شعر قصيده‌اي است كه در وزن مفعول فاعلات مفاعيل فاعلات، (بحر مضارع مثمن  اخرب مكفوف مقصور) آمده است.

عنوان: «مانند باران صميمي»

ديروز  با  ما  كسي  بود  از ما به ما باوفاتر                آينه‌ي فطرت  ما  از  ما   به   ما   آشناتر

سطح آوايي: قالب شعر قصيده است بر وزن (مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن بحر مجتّث مثمن سالم).

عنوان شعر: «نصيحت بي‌غرض»

يك  نصيحت  بشنو از  من كاندر آن نبود غرض       چون   كني  راي مهمي تجربت از پيش كن

سطح آوايي: قالب شعر قطعه است كه در وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» (بحر رمل مثمن محذوف) مي‌باشد.

عنوان شعر: «تا سراپرده‌ي گل»

نفس بــاد صبا مشك‌فشان خــواهد شد                عـــالم پير دگربـــاره جـوان خواهد شد

سطح آوايي: قالب شعر غزل است با وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع‌لن (بحر رمل مثمن مخبون اصلم)

 

عنوان شعر: «روشني، من، گل، آب»

ابري نيست

بادي نيست

مي‌نشينم لبِ حوض

گردش ماهي‌ها، روشني، من، گل، آب

سطح آوايي: قالب شعر نيمايي است. وزن شعر چندان براساس موازين عروضي نيست. اگرچه  شعر از تكرار فعلاتن رمل مخبون تشكيل يافته است؛ امّا سپهري در دو مصراع نخست از «مفعولات يا مفعولن» بهره‌ برده است و اين بر خلاف شيوه‌هاي رايج در سرايش شعر با توجه به عروض مصطلح و سنتي ادب فارسي است

عنوان شعر: «پرواز»

در پيله تا به كـــي بــر خويشتن تني                    پرسيد كرم را مـــرغ از فــروتني

سطح آوايي: قالب شعر قطعه است. اين شعر در وزن «مفعول فاعلن مفعول فاعلن» (بحر مضارع مثمن اخرب محذوف)، آمده است.

عنوان: «زنده رود»

آب شد برف زرد كـوه سپيـــد                            تكه يخ‌ها بـه گريــــه افتادنــد

سطح آوايي: قالب شعر، چهارپاره‌ي پيوسته است، كه در وزن فاعلاتن مفاعلن فعلان (بحر خفيف مسدس مخبون مقصور) مي‌باشد.

عنوان: «بهار شيراز»

هــر باغبان كـه گل به سوي برزن آورد                  شيـــــراز را دوباره بــه ياد مـــن آورد

 

سطح آوايي: قالب شعر قصيده است بر وزن «مفعول فاعلاتُ مفاعيل فاعلن» (بحر مضارع مثمن اخرب مكفوف مقصور).

عنوان: «عمر عزيز»

گر نبـــود خنگ مطلا لــــگام                           زد  بتـــوان بر  قدم خويش گام

سطح آوايي: قالب شعر مثنوي است در وزن مفتعلن مفتعلن فاعلات (بحر سريع مسدس مطوي موقوف).

 

عنوان: «سيرت زيبا»

بس بگرديــــد و بگردد روزگار                 دل به دنيا درنبنــــدد هــوشيار

سطح آوايي: قالب شعر قصيده است بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات (رمل مسدس مقصور). شعر مردّف نيست

عنوان: «اي آزادي»

روي دفترهايم

روي ميز تحريرم، روي درختان

روي ماسه، روي برف،                            نام تو را مي‌نويسم

روي همه‌ي صفحه‌هاي خوانده شده            

سطح آوايي: اين شعر تنها شعري است كه به صورت ترجمه، در كل سه جلد كتاب فارسي دوره‌ي راهنمايي آمده است. نوع ترجمه و برگردان كه به صورت شعر  نو درآمده است از لحاظ عناصر وزني از عروض سنتي برخوردار نيست، بنابراين اين مقوله كه آيا تناسبي بين وزن و محتوا وجود دارد در اين شعر محلي از اعراب ندارد. به لحاظ بسامد واژگاني، واژه‌ي «روي» و «نام» بيشترين تكرار را دارا هستند.

 

عنوان: «غوغاي بهار»

بـــاز بنفشه رسيد جانــب سوسن دو تــا           باز گل لعل پـــوش مــي‌بدراند قبـــا

سطح آوايي: قالب شعر غزل است كه در وزن مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (بحر منسرح مثمن مطوي موقوف مكشوف) آمده است.

 سرگروه آموزشی ادبیات فارسی استان زنجان